کد مطلب : 1366
تعداد دفعات بازدید : 73

عنوان خبر :

 قرآن و وحدت

گفتگو با:
آیت الله  مکارم شیرازی، از مراجع عظمی تقلید
 حجت الاسلام  دكتر محمد علی رضايي اصفهاني، عضو هيأت علمي جامعة المصطفي العالمية و مدرس تفسير و علوم قرآني در حوزه‌ و دانشگاه‌
آيت الله فاضل گلپايگاني، عضو سابق مجلس خبرگان 

تاريخ ارسال خبر : شنبه 15 اسفند 88

 

 

 قرآن و وحدت

گفتگو با:
آیت الله  مکارم شیرازی، از مراجع عظمی تقلید
 حجت الاسلام  دكتر محمد علی رضايي اصفهاني، عضو هيأت علمي جامعة المصطفي العالمية و مدرس تفسير و علوم قرآني در حوزه‌ و دانشگاه‌
آيت الله فاضل گلپايگاني، عضو سابق مجلس خبرگان 

 

 

از آنجايي كه همه مسلمين، يعني تمامي فرقه ها به وحي آسماني و نزول قرآن اعتقاد دارند و رسالت حرمت خاصي براي همه جهانيان دارد؛ مسلماناني كه پيرو قرآن هستند، طبيعتا با نام  و ياد قرآن و با حقيقت و جوهر قرآن  به حبل الله متصل هستند. قرآن خود يك حبل الله  و واسطه اي بين خدا و بندگان خدا است. قرآن مجيد خود به عنوان محور اجتماع و همه پيروان قرآن و مسلمين است.

راديو گفتگو: قرآن به طور كلي چگونه مي تواند بين مسلمانان، بين شيعه و سني و فرقه های  مختلف اسلام اتحاد ايجاد كند؟

آیت الله فاضل گلپايگاني: از آنجايي كه همه مسلمين، يعني تمامي فرقه ها به وحي آسماني و نزول قرآن اعتقاد دارند و رسالت حرمت خاصي براي همه جهانيان دارد؛ مسلماناني كه پيرو قرآن هستند، طبيعتا با نام  و ياد قرآن و با حقيقت و جوهر قرآن اتصال به حبل الله دارند. قرآن خود يك حبل الله است. قرآن واسطه اي بين خدا و بندگان خدا است. قرآن مجيد خود به عنوان محور اجتماع و همه پيروان قرآن و مسلمين است و شايد بر همين اساس است كه بعضي سعي مي كنند، به گونه اي جلوه دهند كه قرآن شيعيان غير از قرآن باقي مسلمانان است. يعني مي خواهند اين موضوع را عاملي براي تفرقه قرار دهند و خوشبختانه تا به حال هر چقدر هم دست و پا زدند كه شيعه اين گونه يا آن گونه مي گويد، موفق نشدند.  ديدند همان قرآني كه تمام مسلمانان به آن معتقدند، همان قرآني كه بر پيامبر خاتم (ص) در شب قدر يكجا به رسول اکرم(ص) نازل شد. شیعیان نیز هر كجاي عالم هستند، چه ديروز و چه امروز همه به همان  قرآن معتقد هستند. و قرآن واحدي دارند و نمي توانند در اصل مساله، بين مسلمانان جدایی  بیاندازند.

راديو گفتگو: به نظر شما محتواي قرآن و محورهاي مختلف آيات و مفاهيم قرآن چگونه مي تواند وحدت بخش باشد و بين مسلمانان اتحاد ايجاد كند؟

آیت الله رضايي اصفهاني: در ابتدا من يك عرض تكميلي داشته باشم نسبت به بینات جناب اقاي فاضل گلپايگاني كه به حق مطلب را فرمودند. ما در برخي آيات قرآن که در مورد اصل وجود قرآن است، اين مطلب را داريم كه ايمان به قرآن جزء عقايد مسلمين است. لذا در آيات متعددي، مثل: آيه 4 سوره مباركه بقره به اين مطلب اشاره شده: " والّذينَ يومنونَ بما اُنزلَ اِليكَ و ما اُنزلَ مِن قبلكَ و بِالآخرةِ هُم يُوقِنون" متقين و مومنين كساني هستند كه ايمان به چيزي دارند كه به سوي پيامبر(ص) نازل مي شود و به سوي پيامبران قبل از تو نازل شده است. همين مضمون را در آيه 285 سوره مباركه بقره نيز مي خوانيم كه: " ءَامنَ الرّسولُ بما اُنزلَ اِليهِ من رَّبِّهِ والْمومنونَ كلُّ ءَامنَ بِاللّهِ و ملئكتهِ و كُتُبهِ و رُسُلِهِ ....." هم پيامبر به آن چيزي كه بر او نازل مي شود ايمان دارد و هم مومنين به قرآن و كتابهاي آسماني ايمان دارند. به عبارت ديگر يكي از محورهاي اعتقادي مشترك بين مسلمانان مساله ايمان به قرآن است. همان طور كه مسلمانان ايمان به خدا و  به پيامبر اكرم (ص) و نبوت ايشان اعتقاد دارند، ايمان به قرآن هم دارند. لذا ايمان به قرآن يكي از محورهايي است كه همه مسلمانان قبول دارند و در حقيقت محور وحدت آنها مي تواند قرار گيرد. علاوه بر آن، اينكه خود قرآن محور و محور وحدت است. وحبل الله است. محتواي قرآن نيز اين گونه است. يعني از چند جهت محتواي قرآن كريم بين مسلمانان وحدت بخش است. علاوه بر آنكه قرآن كريم خودش محور وحدت است محتواي آن نیز محور وحدت است.  به اعتبار اينكه قرآن دعوت به مسائلي مي كند كه آنها محور وحدت مسلمين  هستند. مثلا: قرآن دعوت به توحيد مي كند. توحيد يك اصل مشترك بين همه مسمانان و حتی همه اديان الهي هم مساله توحيد را قبول دارند. دوم قرآن كريم دعوت مي كند به ايمان به پيامبر اسلام ودعوت می کند به  شنيدن و اطاعت كردن از ايشان، كه خود پيامبر اسلام محور وحدت مسلمين است. همچنين در درون قرآن به آيات متعددي اشاره به وحدت كرده است. همان طور كه استاد هم اشاره كردند، قرآن به "واعتصمو به حبل الله جميعا ولا تفرقو" هم دعوت مي كند  همه اعتصام پيدا كنند، چنگ بزنند و محكم حبل الله را بگیرند. كه حبل الله در روايات و تفاسير آمده كه يكي از مصاديق مهم آن قرآن و يكي ديگر اهل بيت (ع) است. ولا تفرقو  تا گرفتار تفرقه و چند دستگي نشويد. يعني علاوه بر اينكه وحدت داشته باشيد، نهي از مخالف آن هم كرده كه تفرقه نداشته باشيد. برخي معتقدند كه بحث "لا تفرقو" اين يك اصل حاكم بر مسائل اسلامي است. بنابراين محتواي قرآن هم دعوت به وحدت مي كند. البته محورهاي ديگري هم وجود دارد.

راديو گفتگو: چگونه  همين محتواي وحدت بخش و محورهاي آيات مختلف كه وحدت بخش هستند؛ گاهي باعث اختلاف بين مسلمانان مي شود و شده است؟  چگونه همين محتواي وحدت بخش را وسيله تفرقه قرارمي دهند و از آن برداشت هاي تفرقه آميز مي شود؟

آیت الله فاضل گلپايگاني: اين يك امري شدنی است. نبايد اين كار را كرد. اما از هر امر خوب و خيري مي شود از جنبه شر آنرا استفاده كرد و برداشت نادرستي هم كرد. همانطوري كه  قرآن خود را به عنوان شفا معرفي مي كند و از طرفي
مي فرمايد: " ولا يزيدُ الظَّلمينَ الَّاخساراً"  آنهايي كه مي خواهند از قرآن تفرقه درست كنند؛ اعتقادي به خود قرآن ندارند. اينها عواملي هستند كه بايد بگوييم یا نفوذي، يا نا آگاه هستند و يا عوامل جاهل و نادان هستند. اگر بگويم مساله اين است كه آگاهي قبلي ندارند، بايد گفت كه قرآن سراپاي وجودش آيات نوراني است كه از جانب خداوند آمده است. و رهنمودهايي كه آقاي رضايي اشاره فرمودند تمامي آن مسائل را دارد. جامعه اسلامي را به اتحاد دعوت مي كند نه تنها جامعه اسلامي و مسلمانان را، محتواي قرآن فرياد مي زند كه "يا اهل الكتاب تعالي الالكلمه" و... يعني آنهايي كه به گونه اي  وحي را قبول دارند كه خدا را واحد مي دانند و مشرك نيستند. مي گوييم بياييد همه دست برادري به هم دهيم. بياييم در مشتركات، وفاق و يَد واحد شويم در برابر كساني كه به وحي خدا و مبدا و معاد معتقد نيستند. بلكه اين قرآن در مسائل انساني حرمت خاصي براي بشريت و انسانيت قائل است. يعني از آيات قرآن اين گونه استفاده مي شود كه انسان در اين دنيا بايد يك زندگي مسالمت آميزي داشته باشد. اهل هر دين، هر عقيده و هر مكتبي كه مي خواهد باشد؛ بايد با هم در زندگي دنيا رعايت اصول انساني و مشتركات را داشته باشند. به همين جهت اگر در يك گوشه اي از عالم افرادي تحت ستم قرار گيرند و افرادي ستمگر شوند قرآن آموزه اش به پيروان اين است كه، تا آنجا كه ممكن است بايد جلويي اين فتنه ستم را بگيريد. بايد زير بازوي مظلوم را بگيريد و از او حمايت كنيد. اگر در گوشه اي از دنيا زلزله اي آمد، ولو اينكه آن كشور دين و ايماني ندارد اما آنها انسان هستند. اگر  طبق آموزه هاي قرآن ما نتوانیم آنها را نجات دهيم، وظيفه ما است كه اين كار راانجام دهیم. اين است كه قرآن  مجيد كتابي است كه دارای يك نگاه بسيار ارزشمند به جامعه انساني دارد. مي خواهد همه را در مسائل انساني متشكل و در مسير زندگي دنيا هماهنگ كند. اينگونه نيست كه بعضي ها فكر می کنند که قرآن كتاب خشونت است و قرآن مي خواهد درگيري ايجاد كند. حال بعضي ممكن است عملكردشان به گونه اي نباشد كه قرآن به آن دستور داده خيلي تفاوت داشته باشد. قرآن
مي گويد اگر ديگران به تو كاري ندارند و درگيري با شما  ندارند با آنها سازش کنید. حتي در يك نظام اسلامي، هر كسي اهل هر مكتبي كه باشد، در واقع پيرو هر ادياني باشد ( مسيحي، يهودي و...) كاري نمی کند كه چالش ايجاد كند و به امنيت يك مملكت لطمه بزند. يعني مي خواهد زندگي خودش را داشته باشد؛ حال او هردين و عقيده اي كه دارد، حكومت اسلامي طبق آموزه هاي قرآن موظف است از جان، مال و حيثيت آن شخص دفاع كند. اين گونه نيست كه قرآن بگويد چون اين مسلمان و مومن نيست بايد شما با آن بجنگيد. نه! اينگونه نيست. جنگ در مواردي است كه به انسان حمله مي كنند. با كيان و امنيت انسان كار دارند و دفاع يك امر قهري  وحكم عقل است. اما قرآن در ابتدا دنبال حجمه خشونت و جسارت و چالش نيست. اسلام به دنبال صفا و صميميت است. پيامبري كه امروز، روز ولادتش بود، خداوند او را رحمةً لِلعالمين مي داند. گفته نشده كه رحمت فقط براي پيروانش و براي مومنين است. پس بنابراين شايسته است كه همه مسلمين در پرتو اين قرآن دست اتحاد و برادري دهندو يَد واحد شوند. و باز مسلمين با اهل كتاب  در مشتركاتي كه مي توانند داشته باشند بر اساس همين قرآن انشاءالله يك حركت بين المللي با رعايت حقوق انساني شكل بگيرد.

راديو گفتگو: چگونه عمل به دستورات قرآن مي تواند وحدت ايجاد كند؟

آیت الله رضايي اصفهاني: من آيه اول سوره ابراهيم را خدمتان عرض مي كنم كه بسيار خوب نقش قرآن را در اين مساله روشن مي كند كه بعد از بسم الله الرحمن الرحيم و حروف مقطع مي فرمايد :" كتبٌ اَ نزلنهُ اِليكَ لِتُخرج النّاسَ منَ الظُّلُمتِ الی النور...." كه اين كتابي است كه ما آن را بسوي پيامبر نازل كرديم. براي اينكه مردم را از ظلمت ها بسوي نور خارج کنی البته به اذن پروردگار. نقش اساسي قرآن اين است كه انسان ها را از ظلمت ها و تاريكي ها به سوي نور بياورد. اين ظلمت ها چيست كه در اينجا توضيح داده شده است. كه اين ظلمتها يكي ظلمت شرك و ظلمت كفر است؛ كه قرآن انسان را از ظلمت كفر و شرك به سوي نور توحيد می آورد. يكي ديگر ازظلمت ها، ظلمت تفرقه، ظلم مردم به يكديگر و...است. قرآن انسانها را از اين تاریکی بيرون مي آورد و به سوي وحدت و رفع مشكلات دعوت مي كند. به عبارت ديگر قرآن دردهاي انسان را چه دردهاي روحي، رواني ويا اجتماعي مثل تفرقه را شفا مي بخشد. و آن را به سوي نور مي برد. آن آيه شريفه كه حضرت استاد اشاره فرمودند در سوره اسراء آيه 82 "وَ نُنَزِّلُ مِنَ القرءَانِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحمه،ٌ لِل'مُوْمنينَ وَلا يَزيدِ الظَّلِمينَ اِلّا خَسَاراً" اشاره به همين مطلب دارد كه قرآن شفا است. شفا بودن قرآن ابعادي دارد. شفاي دردهاي اخلاقي و شفاي دردهاي اجتماعي است. يكي از دردهاي اجتماعي تفرقه و مشكلات آن است و اين را قرآن مرهم برآن مي گذارد و شفا مي دهد. يكي از نكاتي هم كه  قرآن دعوت مي كند در حقيقت انسان ها را به سوي نور، محبت اهل بيت، ولايت پيامبر(ص) و اهل بيت (ع) دعوت می کند. حتي در برخي جاها پيامبر فرموده اند كه من غير از مودت و محبت اهل بيتم چيزي را از شما
نمي خواهم. اگر انسان در همين آيه عمل كند كه همه مسلمانان عموما  پيرو همين آيه قرآن هستند و محبت اهل بيت را دارند، همين آیه عامل وحدت مي شود. يعني بحث توحيد، نبوت، بحث ايمان به قرآن، ايمان به پيامبر اكرم (ص) و محبت اهل بيت(ع) همه اين موارد مي تواند جامعه را بسوي نور هدايت كند و در جامعه وحدت بخش باشد.

راديو گفتگو: با توجه به نكته خوبي كه آقاي رضايي اشاره كردند كه نه تنها قرآن خود وحدت بخش است؛ بلكه بسوي عوامل وحدت بخش مانند اهل بيت هم سوق مي دهد و با توجه به اينكه قرآن و اهل بيت هر دو، دو ثقل هستند ثقل اكبر و ثقل اصغر، كه اگر مسلمانان به این دو متمسك شوند، هر چه بيشتر و زودتر به اتحاد خواهند رسيد. گاهي ديده مي شود افراط و تفريط هايي در اين مسير ها وجود دارد. گاهي افرادي نداي "حسبنا الكتاب الله" سر داده و مي دهند و قرآن را براي خودشان كافي مي دانند. بعضي هم به اهل بيت توجه بيشتري مي كنند و قرآن را  كنار مي گذارند. گاهي استکبار جهانی شبهاتي هم عليه شيعه و سني پخش مي كند و مي خواهد آنها را از همين مسير به تفرقه بكشاند. به نظر شما چه راهكارهايي در اين زمينه وجود دارد؟

آیت الله فاضل گلپايگاني: راهكارها را هم خود قرآن بيان كرده است. وهم آورنده قرآن ،پيامبرآخرالزمان این مسئله را بيان كرده است. قرآن رسماً در سوره مباركه  احزاب مي فرمايند:"اِنَّما يُريدُاللهُ لِيُذْهِبَ عنكُمُ الرِّجسَ اَهلَالْبَيتِ وَ يُطَهِّرَكُم تَطْهِيراً" واژه انما بيانگر اين است كه تطهير اهل بيت كه مطلق آورده يعني اهل بيت پيامبر از هر امري كه كدورت باشد از هر چيزي كه درون و برون انسان را آلوده كند خداوند آنها را  پاك كرده است. اين است كه اهل بيت مطهرهستند و به عنوان انسان هاي مطهر بعد از پيامبر راهنماي بشر باشند و با عملكرد، روش و سيره، بيانات نوراني، رهنمودهايشان، با مديريت جامعه و با علمي كه از پيامبر به ارث بردند كه حاملان علم رسول هستند. اين بزرگواران براي امت اسلامي بزرگترين سرمايه هستند. ما بعد از رسالت سرمايه اي بالاتر از اهل بيت (ع) نداريم. به همين جهت خود پيامبر ثقل تعبير كرده ثقل اصغر كنار ثقل اكبر و به همين جهت حضرت فرمودند كه نمي شود يكي را بگيريم و منهاي ديگري اين امت رستگاري پيدا كند. وقتي مي تواند امت اسلامي روي رستگاري را ببيند كه، هر دو را با هم و قرآن را درجايگاه خود بشناسند و پيشوا، امام و مقتداي خود قرار دهند. و اهل بيت پيامبر را هم در جايگاه خود بشناسند و پيشوا قرار دهند و بداند كه علم قرآن نزد اهل بيت است. راسخان درعلم، قرآن، اهل بيت و پيامبر آخرالزمان هستند. اينان كساني هستند كه مي توانند اين ثقل اكبر را تبيين و تشريح كنند. اينان كساني هستند كه مي توانند بعنوان قرآن ناطق، آيات قرآن را با عملكرد  خود به نمايش بگذارند. اينان كساني هستند كه تجسم يافته  حقيقت نور قرآن هستند. و نكته جالبي كه پيامبر بزرگ در حديث ثقلين فرمودند كه لب حوض كوثر بر من وارد مي شوند چون حوض كوثر بعد از پل صراط و در آستانه ورود به بهشت است. يعني كساني مي توانند نجات پيدا كنند از اين امت كه اولا در دنيا و سپس در عقبي هم قدم به قدم تا عبور از صراط لب حوض كوثر با قرآن و با عترت باشند. اگر چنانچه  اين همسويي و هماهنگي نباشد نمي توانند. حالا كساني پيدا مي شوند كه مسلم يا مومن هم خودشان را مي نامند. اينكه بگويند ما به كتاب كاري نداريم و فقط اهل بيت را قبول داریم  و يا بالعكس. البته آن فرهنگ معيار است و سخن بعضي ها معیار نیست. سخن بعضي از جانب خدا بر ما نازل نشده، اين قرآن است كه نازل شده. سنت پيامبر بر ما نازل شده و اهل بيت برای ما رسميت داده شده اند. آن پيامبري كه همه مسلمين قبولش دارند؛ آن پيامبر مي فرمايد: اين دو از هم جدا نشدني هستند. يعني قرآن منهای عترت نمي تواند رهگشا باشد. چون مبين و مفسر مي خواهد. كسي مي خواهد كه به جوهر اين قرآن عمل كند و قرآن ناطق شود و اهل بيت تنها هم منهاي قرآن نمي شود چون اهل بيت علمي كه از پيامبر به ارث مي برند علمي است كه تبيين كننده همين قرآن است. رهنمودي كه اهل بيت مي دهند آيات نوراني قرآن است. مگر اهل بيتِ پيامب، مي خواهند راه ديگري را جز قرآن براي مردم بيان كنند اينكه ما مي بينيم در رواياتي كه از اهل بيت پيامبر به ما رسيده نوعا با لفظ آيات قرآن بكار برده شده يا به گونه اي تفسير آن آيات است. بيان اهل بيت بيان قرآن است. يعني اين متن بايد باشد تا شرح شود. اهل بيت شارحان قرآن هستند وقتي به علي بن ابي طالب عرض كردند كه: يا علي مگر بعد از پيامبر هم وحي نازل مي شود، چون ديده بودند كلمات امام علي (ع) بقدري بلند ،كوتاه و رسا است، با كمترين الفاظ بلندترين و بهترين معاني را ارئه مي دهند كه بسیار شبیه به وحی بود و منشاء اين سوال، این موضوع  بود؛ امام علي (ع) در پاسخ فرمودند:خير اما اگر خدا به انساني عنايت كند و فهم قرآن به او بدهد خيلي چيز ها به او داده است. يعني من علي اگر اين گونه سخن مي گويم، اينها همه از فهم قرآن بر
مي خيزد. پس هدايت قرآن را اهل بيت (ع) مي توانند در اختيار امت اسلامي قرار دهند. بالاترين خسارت را آن مسلماني مي بيند كه از اين دو فاصله بگيرد و بهترين امتياز را دردنيا و آخرت آن جماعتي دارند كه اخذ به هر دو كنند. و الا اگر بخواهيم يكي را بگيريم و دیگری را رها كنيم؛ بايد بدانيم كه در دنيا مغلوب و محكوم هستيم و هم در آخرت نزد خداوند ورسول خدا(ص) مغلوب و محكوم هستيم . حاكميت دو سرا، شرف دنيا و آخرت در سايه چسبيدن و رسميت دادن به قرآن و اهل بيت پيامبر است.

راديو گفتگو: گاهي از همين قرآن  وحدت بخش استكبار جهاني براي تفرقه انداختن بين مسلمانان سوء استفاده مي كند. حتي از نظريه پردازان خودشان هم  در اين زمينه ها استفاده مي كنند. بفرماييد چه كساني به دنبال تفرقه انداختن بین مسلمانان  با سوء استفاده از جايگاه خود قرآن هستند؟

آیت الله رضايي اصفهاني: مساله تفرقه بين مسلمين را مي توانيم يك نگاه تاريخي ويك نگاه معاصر به آن داشته باشیم. در نگاه تاريخي، وقتي تفرقه بين مسلمانان شروع شد كه جدايي قرآن و اهل بيت مطرح شد. چون اين دو محور اساسي وحدت مسلمانان بوده و اساسا اگر كسي بخواهد به قرآن عمل كند بايد صحبت اهل بيت  و ولايت را داشته باشد. چون در آيات متعددي از قرآن، مساله ولايت مطرح شده است. قرآن دستور به اطاعت  از پيامبر اسلام مي فرمايد و پيامبر اسلام در غدير اميرالمومنين را به خلافت و امامت نصب كرد. بنابراين لازمه پيروي از قرآن عدم جدايي از اهل بيت است. همانطور كه درحديث ثقلين بر اين مطلب تاكيد شده كه تا وقتي كه به اين دو محكم چنگ مي زنيد گمراه نمي شوید. مفهوم اين مطلب در حديث ثقلين اين است كه اگر انسان يكي از اين دو ثقل را بگيرد يا هيچكدام را نگيرد گمراه مي شود. اين مطلب در تاريخ از صدر اسلام به بعد توسط
حكومت هايي كه آمدند به خاطر رعايت منافع خودشان كه افرادي هوس ران و دنيا طلب بودند، سعي كردند به وسيله جدايي قرآن و اهل بيت در حقيقت مسير تاريخ را به نفع خودشان عوض كنند. اما در زمان ما آنهايي كه بيشتر دنبال تفرقه بين مسلمين هستند وسعي مي كنند كه اين جدايي قرآن و اهل بيت ادامه پيدا كند. حتي خود قرآن هم كه محور وحدت است. بعنوان يك چيزي كه عالي ترين ميوه نبوت پيامبر اكرم را به نحوي از آن سوء استفاده كنند و عامل تفرقه كنند. چنانكه از هر چيز خوبي مي شود انسان بد استفاده كند و سوء استفاده كند. وقتي اين را در عصر ما بيشتر ملاحظه مي كنيم سرنخ هاي آن را بيشتر در آثار مستشرقين مي بينيم. يعني  غربي هايي كه مطالعات شرق شناسانه دارند. مثلا برخي بودند كه در شرق وزارت داشتند مثل: انگلستان در هند. مستشرقين تحت نظارت آنها كار مي كردند بعدها بصورت ظاهري اين وزارتخانه ها را حذف كردند ولي عملاً آن حركت ها باقي ماند وخيلي زيركانه تر با چهره علمي تر تحت عنوان مطالعات استشراقي وارد قصه شدند. يك نمونه آن كه از جديدترين آنها که بعد از سال 200 نوشته شده، دايرة المعارف قرآني ليدن است. كه در هلند نوشته شده و  خانم مك اوليف سرپرست و ويراستار آن است. خيلي زيركانه در اين فضا وارد شدند. مثلا مقاله اي در مورد تحريف قرآن آنجا دادند. وقتي آن را نگاه مي كنيم، مي بينيم كه از شيعه دفاع كرده و گفته اند قرآني كه در مساجد شيعيان است مثل بقيه مسلمانان يك قرآن واحد است و تغييري در آن رخ داده نشده است. بعد در مقاله اي ديگر به قرآن و حديث كه مي رسد تمام تهمت هاي كه در طول تاريخ به شيعه زده يا به اهل سنت در مورد تحريف زده شده و افراد خيلي نادري كه در طول تاريخ گرفتار توهماتي شدند و كلماتي راجع به تحريف گفتند را جمع مي كنند و از طرفي شيعه را زير سوال مي برند. از طرفي بعضي از برادران اهل سنت را زير سوال مي برند و سعي مي كنند كه با نقل اين سخنان به نحوي مسلمانان را در برابر هم قرار دهند و مساله وحدت بخش مسلمين كه قرآن است را عامل تفرقه كنند. با اينكه در عصر ما كتاب هاي خوبي به نفي تحريف نوشته شده و با كوچكترين مراجعه به آنها مي توان نظرات علماء اسلام اعم از شيعه و سني را در مورد عدم تحريف قرآن بدست آورد. مانند: كتاب صيانت قرآن تاليف حضرت آيت الله معرفت  رحمةالله عليه و يا كتابهاي ديگر. در طول تاريخ هم علماي بزرگ اسلام تحريف قرآن را قبول نداشتند. گاهي اوقات يك نفر را در گوشه اي پيدا مي كند كه يك حرفي زده  و مي آيند او را بزرگ مي كنند. ولو اينكه اين حرف علمي نباشد. يا روايتي كه نقل مي كنند روايت معتبري نباشد از آن سوء براي تفرقه انداختن استفاده مي كنند. بنابراين ريشه مباحث اينگونه اي در عصر ما بيشتربرمی گردد به مستشرقين و استعمارگراني كه مي خواهند تفرقه بياندازند و بر مسلمانان حكومت كنند.

راديو گفتگو: علاوه بركارهايي كه مستشرقان در زمينه قرآن انجام دادند، براي اينكه محور وحدت مسلمانان به محور تفرقه در زمينه روايات و سيره شناسي هم كارهايي از اين قبيل انجام داده اند تبدیل شود و از اين طرف هم مسلماناني كه اهل افراط و تفريط هستند به اين قضايا کمک می کنند  و چهره اسلام را به گونه اي نشان مي دهند كه گويا اسلام يك دين غير علمي و داراي افراط و تفريط و خشونت  و... است. همين ها هم مستمسك جهان استكبار مي شوند براي سوء استفاده از تعاليم اسلام. در اينجا سخنان حضرت آيت الله مكارم شيرازي را در زمينه وحدت بين مسلمانان مي شنويم.

آيت الله مكارم شيرازي: بسم الله الرحمن الرحيم. اين روز مبارك را به همه شما عزيزان تبريك عرض مي كنم و اميدوارم به همه مسلمانان مبارك باشد. انشاالله در سايه لطف و عنايتشان بتوانيم به وظايف سنگيني كه در اين عصر و زمان در مقابل  دشمنان داريم به وظايفمان عمل كنيم. به مناسبت هفته وحدت چند جمله اي درباره اصلاح بين الناس مي خواهم صحبت كنم. مشكلي كه مسلمانان امروز دارند، مهمتر از همه آنها پراكندگي است که الان در تمام کشورهای اسلامی از جلمه افغانستان، عراق، یمن، پاکستان و دیگر کشورهای اسلامی امروزه جنگ و برادر کشی وجود دارد. این کشورها، گرفتار اختلافات داخلی هستند، تا مسلمانان جهان به وحدت نرسند. مشکلات جهان اسلام حل نخواهد شد و دشمنان بر ما مسلط خواهند بود.

يك  اقلیت بسيار ناچيزبه نام صهیونیستها در قلب کشورهای اسلامی لانه کرده اند كه جمعيت آنها در مقابل مسلمانان بسيار اندك است و از اختلافات امت اسلام سوء استفاده
می کند و اگر امت اسلام متحد شوند قطعا ديگر جایی برای آنان در بین کشورهای اسلامی  وجود نخواهد داشت.

سخن از اتحاد بسيار خوب است اما تا زماني  ریشه هاي اختلافات شناسایی و حذف نشود اتحادي حاصل نخواهد شد. اگر ما هميشه شعار دهيم و بگوييم واعتصمو به حبل الله ... خيلي خوب است اما تنها با شعار وحدت حاصل نمي شود ريشه هاي اختلاف را بايد بسنجيم در صورت تحقق این مهم است که وحدت حاصل خواهد شد. تنها با شعار وحدت، یکدلی و یکپارچگی حاصل نخواهد شد.

ريشه هاي اختلاف را مي توان چند دسته تقسیم كرد. اول برنامه هاي تندروي هاي طرفين است. امروزه گروهی تند رو به نام وهابیان که تشنه خون هستند در کشورهای مختلف از جمله مناطق شرقی ایران شیعیان و اهل تسنن را به قتل می رسانند، این ها افراد نادانی هستند که از حقایق اسلامی به دور می باشند و غیر خود را کافر می پندارند. این افراد عامل ایجاد اختلاف در امت اسلام هستند؛ اما خوشبختانه در میان وهابیان کسانی از علماي وهابيون پیدا شده اند که عمل تندروها را تقبیح و خون اهل قبله را محفوظ می‌دانند. همچنین در ميان  علمای اهل سنت سیستان و بلوچستان هم تقبيح مي كنند. اعمال آنها را و در زمان دستگیری ریگی اقدامات جنایتکارانه این شرور را محکوم کردند. این گروه های معتدل باید جلوی گروه هاي تندرو  را بگیرند. و تا تندروها فعال هستند وحدتی در میان امت اسلام محقق نخواهد شد. متاسفانه در میان شیعیان نیز برخی افراد پیدا می شوند و با کارهای غیرمنطقی و نادرستي كه مي كنند وفکر مي كنند اين کارها  اظهار محبت است. در حالي كه روايت امام صادق (ع) را ببينيد اظهار بي زاري از اين اعمال مي كنند. اينان كارهاي تند و بي منطقي مي كنند كه در زماني كه اخبار بسيار سريع در دنيا پخش مي شود، سبب شعله ورشدن آتش اختلافات می شوند. سال ها قبل مرجع تقلید فقید، آيت الله بروجردي پایه دارالتقریب را بنا کردند که به عقیده ما این دارالتقریب باید دوباره احیا شود. علمای الازهر مصرو قم  باید دست به دست هم دهند تا سنت مرحوم حضرت آیت الله بروجردی احیا شود و اجازه ندهند سیاست های غربی آن ها را تحت تاثیر قرار دهد و اختلافات در بین امت اسلامی حاکم شود. عقلا و علماي هر دو طرف،‌ علمای مصر، شیخ الازهر می توانند نقش مهمی را در جلوگیری از تندروی های آن طرف داشته باشند، مراجع تقلید ما نیز می‌توانند از این موضوعات جلوگیری کنند.

عامل دیگری که در اختلافات موثر است از دور قضاوت کردن می باشد. اگر از دور نسبت به يكديگر قضاوت كنيم، بد بيني ها ايجاد مي شود. اما  اگر کنار هم بنشیم و منطقی بحث کنیم و سخن بگوييم مشاهده خواهیم کرد که مشتركاتمان  بسیار فراوان است. نه ما اصرار داریم آن‌ها دست از عقایدشان بردارند و نه آن‌ها چنین انتظاری دارند كه ما از عقايد شيعه انصراف دهيم. باید روی مشترکات که در دین اسلام است و کم هم نیست تکیه کرد. و يكي ديگر از عوامل هم سم پاشي هاي دشمنان است كه مدام صورت مي گيرد ما بايد ثابت كنيم اينها همه خيالات واهي است و همه شيعيان با هم متحد هستند و نه تنها شيعيان بلكه با اهل سنت هم مي توانند در مقابل دشمن دست به دست هم دهند تا سرزمين هاي اشغال شده را آزاد كنند. آتش ها را خاموش كنند. وحدتي كه مايه عظمت  وبزرگي اسلام و مسلمين است...    

                            
راديو گفتگو: گاهي شبهه افكني مي شود كه شيعه توجهي به قرآن ندارد و فقط به روايات اهل بيت معصومين توجه مي كند و از اين طريق مي خواهند شيعه را از اهل سنت دور كنند. گاهي هم برعكس گفته مي شود كه اهل سنت  خيلي توجه به قرآن دارند و با ولايت كاري ندارند. از اين طريق مي خواهند باز هم جايگاه آنها را در اين اخوت شيعيان  ضعيف كنند. شما اين حركات موذيانه را چگونه مي بينيد  و چه راههاي براي برخورد وجود دارد؟

آیت الله فاضل گلپايگاني: اسلام و مسلمين دشمن دارند واز زمان ظهور اين دشمنان بوده يعني ما مي بينيم كه كساني كه در عصر پيامبر با كنايه ها و تفرقه ها نتوانستند جلوي حركت سريع اسلام را بگيرند، با عناوين ديگر وارد اسلام شدند كه به اسلام ضربه بزنند. با جعل يكسري احاديث از آغاز دشمن سعي مي كند از هر ابزاري در هر عصر و زماني و متناسب با آن زمان و مكان و متناسب با  آن ابزار دشمني خودش را  نشان دهد. مثلا در مورد اينكه اسماعيل فرزند ابراهيم است كه ذبيح الله است. آنها مي گويند كه نه اين اسحاق است و در روايات جعل كردند و در بعضي كتب عرفاني هم اين را مي گويند وقتي به ريشه نگاه مي كنيم مي بينيم كه اين به تورات بر مي گردد. به دسيسه اي كه مي خواهند افتخار پيامبر آخرالزمان را كه فرزند اسماعيل ذبيح الله است را از آن بگيرند چون بعد از اسماعيل تنها پيامبري كه آمد پيامبر آخرالزمان بود. اما اسحاق پدر يعقوب بود و يعقوب فرزنداني داشت كه بني اسرائيل از آن هستند. براي اينكه راه را گم كنند و بگويند آن كسي كه ذبيح الله بود اسحاق بود، آمدند اين چنين برنامه هاي را درست كردند. كه در آيات قرآن روشن است كه جريان ذبيح الله در رابطه با اسماعيل است نه اسحاق.  بنابراين مساله دشمني يك امر تازه اي نيست و از ديرزمان بوده است. امروز چون دنيا مجهز به امكانات گسترده اي است، طبيعي است كه دشمنانش هم از طرق مختلف اقدام  مي كنند. شنونده بايد عاقل باشد. مسلمانان بايد حواسشان را جمع كنند. دشمن هميشه وجود دارد و كارش را مي كند و ما بايد بصيرت داشته باشيم. قرآن براي اينكه مسلمين گرفتار چنين دژخيمان تفرقه افكن كه نه به  شيعه و نه به سني معتقدند و آنها با قرآن جنگ دارند، نشوند. مسلمين را به وحدت مي خواند. آنها  دوست دارند در يك سيمايي بتواند اول بين مسلمين اختلاف اندازند و از آنجايي كه بعد از انقلاب شكوهمند اسلامي، ايران توانست براي ابراز اسلام، براي اينكه نشان دهد اسلام يك ديني نيست كه بگويند امروز نمي تواند حكومت تشكيل دهد و دنيا را اداره كند و  ايران اسلامي ثابت كرد كه اسلام و قرآن براي  همه روز است. و تا پايان عالم مي تواند مديريت و حكومت كند و مي تواند جامعه را رهبري كند. بنابراين دنيا كه متوجه اين حركت از نقطه ايران شد بيشتر سعي به تفرقه افكني بين شيعه و سني كرد. اما خوشبختانه الان در عصر ما و بعد از انقلاب شكوهمند يك رويكرد خوبي از دنياي شرق و غرب به اسلام دارند يعني گروه، گروه به اسلام روي مي آورند. لذا مي بينيم كه صهيونيست ها به سران اروپايي هشدار مي دهند كه اگر دير بجنبيد در آينده نه چندان دور، اسلام اروپا را مي گيرد. اين تشخيص درست است اما آنها مي خواهند به گونه اي نشان دهند كه بگويند  قرآن كتاب خشونت  است. اسلام دين بدرفتاري است و از يك طرف به ملتهاي خودشان يك چهره خلاف واقع و نادرست از اسلام و قرآن نشان دهند تا از طرف ديگر بتوانند جلوي حركت طوفنده اسلامي را بگيرند. يعني مسلمانان را به جان هم اندازند بويژه كشورهاي اسلامي را رو در روي ايران و ايران را رودروي آنها قرار دهند تا اين بستر حركت قرآن و اسلام را در دنيا تضعيف كنند. راهكار آن به اعتقاد من اين است كه مسلمانان هر كجا هستند بصيرت نشان دهند و حواسشان جمع باشد. بدانند كه دشمن، دشمن است و تفرقه هم هميشه اينگونه نيست كه شمشير را از رو ببندند يعني بدانند كه شيطنت گاهي در لباس وعظ هم مي آيد. دشمن گاهي از اين راه وارد مي شود و ممكن است وسوسه كنند. بعضي از مسلمين را، حتي بعضي از حكومتهاي اسلامي را كه در كشورهاي اسلامي هستند براي اينكه بتوانند اهداف خودش را پيش ببرد و اين وسوسه ها را بكند. اما خوشبختانه تا امروز مجموعه دنياي اسلام بصيرت خودش را حفظ كرده و در برابر افراد و گروه هايی كه اين فريب ها را خوردند مجموعه امت اسلام تشكلش را حفظ كرده است و با سرعت و قدرت به جلو مي رود و انشاءلله اگر ما هرچه بصيرت و توجه بيشتري داشته باشيم؛ در آينده اي نوراني تر كه زمينه حاكميت اسلام و قرآن در سطح كره زمين است با حول و قوه الهي و با امر و اذن او و رهبري اواين حاكميت را پياده كنيم.

راديو گفتگو: آيا اختلاف قرائت هاي لفظي موجب اختلاف بين مسلمين مي شود؟

آیت الله فاضل گلپايگاني: دو گونه ورود در قرآن داريم، داشتيم وخواهيم داشت. يك ورودي است كه انسان تدبير و تعمق در آيات مي كند تا آن درهاي تودرتو را يكي پس از ديگري به روي خود و ديگران بگشايد تا از باطن قرآن مطلب بيرون بكشد. ما بايد به دستور قرآن در اين كتاب آسماني تدبر و تعقل كنيم و بتوانيم هرچه بيشتر از آن مثل يك چشمه جوشان زمزمي كه هر چه بيشتر از آن آب برداريم، آب بيشتري به ما مي دهد. اين بحث براي بي ايمان ها نيست براي افرادي است كه واقعا به قرآن معتقدند و مي خواهند از قرآن چيزي بفهمند ولي زماني انسان هاي بيمار دل هستند و سالم نيستند. آنها در پی این مسئله نیستند که  بخواهند از قرآن چيزي بفهمند. اينها مي خواهند آن چيزي كه خود دارند را  در پناه قرآن بر قرآن تحميل كنند. چون قرآن مورد احترام مسلمين است ولي حرفهاي آنها خريداري ندارد براي اينكه بتوانند حرف خودشان را جا اندازند مي آيند این گونه رفتار می کنند. كساني را حضرت فرمودند استدلال نكنيد چون قرآن دو گونه آيات دارد بنام آيات المحكمات و آيات المتشابهات. مي گويند:" والذين في قلوبهم مرضً" آنها اصل را متشابهات مي كنند. اينها كساني هستند كه از اول نمي خواهند به سمت قرآن براي فهم آيند، مي خواهند  براي اشكال، جدايي و تفرقه بيايند. مي خواهند آنچه كه خودشان مي گويند را به كرسي بنشانند. مثلا درباره خدا آياتي داريم كه مثلا خدا آمد، دو دست خدا باز است و .... كسي كه ظواهر اين آيات را بگيرد مي گويد خدا جسم است و دست و پا دارد. حال اگر همه اين آيات را در كنار "ليسَ كَمِثلهي شَي" بگيرد حل مي شود. چون آن اصل استوار است كه مي گويند خدا از جنس بشر و مادي نيست. يعني خداوند شبيه و مانندي ندارد. اما آن كسي كه در قلبش مرض است به آيات متشابه تمسك مي كند. در زمان حضرت هم خوارج مساله "لاحكم الا لله" را مطرح كردند. چون اگر اين مسئله را ارجاع دهيم به حكم، معناي ديگري دارد. نه آن چيزي كه آنها مي خواستند استفاده كنند. در هر حال اينجا بايد مواظب باشيم كه براي فهم قرآن به اهل آن رجوع كنيم و كساني هستند كه مي خواهند بگويند الفاظ قرآن را پيامبر خلق كرده و تفسيرهاي را بر قرآن تحميل كنند كه قرآن تكثرگرا است كه قرآن صد درصد با تكثرگرايي مخالف است. حق و باطل مطرح است و صراط مستقيم يكي بيشتر نيست. در اين مساله قرآن مجيد راهنماي خوبي است. اين افراد ي كه مي خواهند اين كارها را كنند بيماراني هستند كه تشنه قرآن نيستند بلكه تشنه هوا و هوس خود ومكاتب خود هستند.

آیت الله رضايي اصفهاني: در مساله اختلاف قرائت ها، گفته شده كه قرائت یک چيز است و قرآن چيز ديگر. قرآن چيزي است كه بصورت متواتر توسط مسلمانان از صدر اسلام نسل در نسل  از پيامبر نقل شده اما قرائت ها غير قرائت متواتر مسلمين بقيه حجيت ندارد. به اين معنا كه چيزهايي است كه بعضا قاريان از خودشان در آورده اند و با ادله در طول زمان آن چيزي كه معتبر ومنبع تفسير است و فهم قرآن آن قرائت متواتر مسلمين است. البته اينكه برخي از افراد اينها را مي خوانند تا مادامي كه به اصل معناي قرآن ضرر نزند و كم و زيادي در مباحث قرآني ايجاد نشود. معمولا مخالفت جدي با آن نمي كنند ولي به معناي اين نيست كه هر قرائتي را تائيد كنيم.

 

بر گرفته از سایت رادیو گفتگو به آدرس :
http://www.Radiogoftegoo.ir/Left_News/news_leftview.php?ID=1366