حیات خلوت شنبه تا چهارشنبه از ساعت 6:30 به مدت 25 دقیقه

دكتر مسعود حیدری پدر علم مذاكره ایران: ایران درزمینه آموزش درجایگاه خودش قرار ندارد

پدر علم مذاکره ایران گفت: کاری که باعث موفقیتم شد، این بود که تدریس را همراه با مذاکره داشتم. یعنی هم تدریس می کردم و هم پشت میز مذاکرات قراردادهای بین المللی نشستم.

1396/03/17
|
12:00
|

برنامه "حیاط خلوت" رادیو گفت و گو مروری بر زندگی دکتر مسعود حیدری استاد دانشگاه، دکترای حقوق و علوم سیاسی و پدر علم مذاکره ایران زده است.

رادیو گفت ‌و گو: شما به پدر علم مذاکره ایران معروف هستید، چرا به شما این لقب را دادند؟

حیدری: بعد از فارغ التحصیلی به دانشکده حقوق رفتم و رشته های حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی را از ابتدا تا پایان در دانشکده حقوق دانشگاه تهران گذراندم و چون دانشجوی خوبی بودم من را به لاهه فرستادند و دوره تخصصی را در دانشگاه لاهه طی کردم و از آنجا من را به آمریکا فرستادند. در امریکا در دانشگاه پیتس بورک پنسیلوانیا دوره ای را کامل گذراندم و بعد هم مجددا به لاهه برگشتم و در آنجا به عنوان مشاور قراردادهای بین المللی ایران شروع به کار کردم. بعد از اینکه به ایران برگشتم، کار خود را شروع کردم و افتخار تدریس در 53 دانشکده و دانشگاه ایران را داشته و دارم.

رادیو گفت‌وگو: شما در سال 1315 در قزوین متولد شدید، از دوران کودکی خودتان برایمان بگویید.

حیدری: من در قزوین و در یک خانواده ثروتمندی متولد شدم، پدرم یکی از ثروتمندان قزوین بود و من بدون هیچ دغدغه ای دوره های زندگی ام را طی کردم. خواندن و نوشتن را در مدرسه ای به نام التفاتیه توسط یک پیر زن آموختم.

خوشبختانه پدرم همیشه به ما می گفت که من برای تحصیل شما چک سفید می دهم، منظور از شما 17 نفر بود. من در یک خانواده ای هستم که از 17 نفر بچه تشکیل شده بودیم!
رادیو گفت‌وگو: هر 17 نفر درس خواندند؟

حیدری: متاسفانه سه نفر از آنها فوت کردند و 14 نفر دیگر پا به پای پدرم کار می کردیم و درس می خواندیم و مانعی برای تحصیل ما وجود نداشت.

رادیو گفت‌وگو: مادر چه تحصیلاتی داشتند؟

حیدری: مادرم تحصیلات ابتدایی داشت و می گفت من کتاب جودی را خواندم و به شما درس می دهم. مادرم با وجود نداشتن سواد دانشگاهی خودش را وقف آموزش فرزندانش می کرد. در واقع پیش از رفتن به مدرسه الفبا را از مادرم آموختیم.

پدرم هم با وجود اینکه بیش از شش کلاس درس نخوانده بود ولی بسیار باهوش بود و عملا فوق آن چیزی که تدریس کرده بود در زندگی اش استفاده می کرد.

شیفتگی به دولت ملی مصدق دلیل رفتن به رشته حقوق بود

رادیو گفت‌وگو: در دوران دبیرستان چه اتفاقاتی برایتان افتاد که شما را به سمت حقوق و اقتصاد سوق داد؟

حیدری: دبیرستان دوران بسیار پرشوری بود چون با سال های مربوط به ملی شدن صنعت نفت و سرکار آمدن دولت دکتر مصدق همزمان بود و ما شیفته وی شدیم و دلیل انتخاب حقوق بخاطر شیفتگی به دولت ملی مصدق بود. شخصا به شدت تحت تاثیر شخصیت این مرد قرار گرفتم و به همین جهت وقتی دوره دبیرستان را طی کردیم با وجود اینکه در حاشیه مدارکم می نوشتند دارنده این مدرک از ثروت هوش بالایی برخوردار است به رشته ریاضی نرفتم و همه متعجب شدند. از طرفی من تحت تاثیر دکتر کریم سنجابی که مشاورم بود نیز قرار گرفته بودم.

بعد از طی دوران دبیرستان مستقیما به دانشگاه تهران رفتم و دوره های لیسانس، فوق لیسانس و دکترا را طی کردم. البته من دو تا لیسانس گرفتم یکی ادبیات و دیگری حقوق.

رادیو گفت‌وگو: بعد از طی مدارج تحصیلی سر از لاهه در آوردید، از لاهه برایمان بگویید.

حیدری: من علاقه زیادی به حقوق و روابط بین الملل داشتم به همین جهت فرصت بسیار مغتنمی بود که به یکی از بزرگترین مراجع دنیا در مورد قراردادهای بین المللی و مذاکرات بین المللی دست پیدا کنم.

رادیو گفت‌وگو: آیا شاگردی پروفسور لورن در این زمینه نقشی داشت؟

حیدری: بله، پروفسور لورن خدمات بزرگی به ایران انجام داد از جمله دفاع از ایران در شکایتی که شرکت B.P علیه ایران مطرح کرده بود و خوشبختانه با کمک پروفسور لورن ما توانستیم ایشان را پس بنشانیم یعنی تمام زحماتی که ایشان کشیده بودند تا حقوق ما را تضییع کند وجود پروفسور لورن به همراه مرحوم دکتر سنجابی به عنوان قاضی اختصاصی ایران در آنجا از این امر جلوگیری کرد. من هم پا به پای این دو نفر بودم تا چیزی را یاد بگیرم و در این پرونده رو سفید شدیم.

رادیو گفت‌وگو: در چه سالی ازدواج کردید؟

حیدری: در سال 1339 ازدواج کردم.

رادیو گفت‌وگو: چرا برای ازدواج دیر اقدام کردید و داستان ازدواج شما به چه شکلی بود؟

حیدری: سال 1339 در تهران با خانواده ای که در کارهای مربوط با قراردادها دخالت داشتند و کار می کردند، آشنا بودم. روزی به منزل آن شخص یعنی دکتر نشاط برای مهمانی رفتم در انجا با دختر ایشان آشنا شدم. بعد این ارتباط ادامه پیدا کرد و بعد با هم ازدواج کردیم.

امسال قرار است پنجاهمین سال ازدواج مان را جشن بگیریم. حاصل این ازدواج یک پسر و یک دختر است، پسرم فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی شریف است و الان در آمریکا در یکی از دانشگاه های مهم تدریس می کند و معاون یکی از شرکت های نفتی است و دخترم نیز در ایران رئیس بخش جراحی دندانپزشکی کودکان است.

رادیو گفت‌وگو: آیا شما به اتفاق همسرتان به آمریکا رفتید؟

حیدری: بعد از ازدواجم با همدیگر برای تحصیل به آمریکا رفتم.

رادیو گفت‌وگو: اشاره ای در مورد اتفاقاتی که در آمریکا بر شما گذشت، کنید.

حیدری: افتخار داشتم دانشگاه پیتس بورک پنسیلوانیا همراه یک استاد بزرگ رشته حقوق بین الملل عمومی شخصی به نام دین استون همکاری کنم. وی همیشه به من نصیحت می کرد وقتی رفتی و استاد شدی سه خواهش من یادت نرود، اول اینکه هیچ وقت وعده کوتاه مدت نده و دوم هیچ وقت در یک رشته خاص وعده نده چون علم مرتب در حال توسعه است. من هم سعی کردم خواهش این مرد را انجام بدم.

در دنیا تحت تاثیر سه نفر قرار گرفتم یکی دکتر حسین پیرنیا بود که همیشه بزرگترین حامی من در رشته علمی ام بود، دوم پروفسور پیرلورن بود و سوم دکتر سنجابی بود.

رادیو گفت‌وگو: شما هم به عنوان سن و سال پرچمدار استادان ارجمند هستید و هم به لحاظ تعداد مذاکراتی که انجام دادید غیر قابل قیاس با سایر استادان هستید و مستقیما قریب به 345 مذاکره بین المللی تاثیر گذار بوده اید و این عدد کمی نیست.

حیدری: کاری که باعث موفقیتم شد، این بود که تدریس را همراه با مذاکره داشتم. یعنی هم تدریس می کردم و هم پشت میز مذاکرات قراردادهای بین المللی نشستم. قراردادهایی که من پشت میز مذاکرات آن نشستم از 53 کشور بوده است. قراردادهای مهمی را مذاکره کرده ام از جمله قراداد ال 90 که بنده سرباز مذاکره اش بوده ام. تقریبا تمام قراردادهای خودرو که در ایران با کشورهای دیگر داریم من مذاکره کننده اش بوده ام.

رادیو گفت‌وگو: اصولا شما از مشاوران ارشد و از آنالیزهای برتر سازمان مدیریت صنعتی بوده اید.

حیدری: موسس موسسه تحقیقات اقتصادی بوده ام که وابسته به دانشگاه تهران بوده ام.

رادیو گفت‌و‌گو: در خصوص تاسیس این موسسه بفرمایید.

حیدری: در دهه 40 دکتر موسی عمید، دکتر پیرنیا را به عنوان رئیس موسسه انتخاب کرد، دکتر پیرنیا نیز تمام رجال مربوط به رشته های حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی را دعوت کرد و من دبیر این موسسه بودم.

به یاد دارم، یک روز دکتر جهانشاه صالح رئیس دانشگاه تهران من و دکتر پیرنیا را به دفترش احضار کرد و گفت بروید و دانشکده حقوق و اقتصاد را از حقوق جدا کنید و من و دکتر پیرنیا دانشکده اقتصاد را در آبان 1346 آن را تاسیس کردیم.

رادیو گفت‌وگو: در خصوص تالیفات خود صحبت کنید.

حیدری: من رشته های بسیار متعددی را سعی کردم تا به نگارش در بیاورم و مذاکره کننده، تدوین کننده و نهایی کننده حدود 360 قراداد بین المللی بودم که همه نگارش می خواست و الان اینها دست به دست بین دانشجویان و همکارانم می گردد و امیدوارم این ها را به عنوان مواد آموزشی در بیاورم.

رادیو گفت‌وگو: با توجه به اینکه سال ها تدریس کرده اید، دغدغه هایتان را در رابطه با فضای دانشگاهی حال حاضر کشورمان بگویید.

حیدری: اصولا آدم مثبتی هستم، اما معتقدم ایران در جای خودش قرار ندارد از جمله در آموزش. اینها مرا آزار می دهد چون می بینم ما در جای خودمان قرار نداریم. ما نیازمند پشتکار و ایجاد بستر لازم هستیم.

دسترسی سریع
حیات خلوت