حیات خلوت شنبه تا چهارشنبه از ساعت 6:30 به مدت 25 دقیقه

دكتر داریوش ادیب: گران قیمت ترین زمرد جهان تحت اختیار من است

رئیس کمیته جواهرشناس سازمان استاندارد کشور گفت: گران قیمت ترین سنگی که الان تحت اختیار من است، یک زمرد درجه یک به وزن 23 هزار و 582 قیراط است. این بزرگترین زمرد جهان است .

1396/03/21
|
09:30
|

برنامه "حیاط خلوت" رادیو گفت و گو مروری بر زندگی و خاطرات دکتر داریوش ادیب دکترای اکتشاف معدن و رئیس کمیته جواهرشناس سازمان استاندارد کشور زده است.

رادیو گفت‌وگو: مرحوم رسام ارژنگی، مجسمه ساز برجسته ساز چه نسبتی با شما دارند؟

ادیب: مرحوم رسام ارژنگی، پدر بزرگ مادری من بودند و حدودا از سال 1330 وقتی از روسیه برگشت، منزلی در سرچشمه داشت، البته ایشان در اوایل دهه پنجاه مرحوم شدند.

رادیو گفت‌وگو: شما خاطراتی از زندگی با مرحوم ارژنگی به یاد دارید؟

ادیب: من نوه بزرگش بودم و همیشه به یاد دارم که این مینیاتورها را با ذره بین کار می کرد.

رادیو گفت‌وگو: تابلوهای زیادی باید از ایشان داشته باشید.

ادیب: مشهورترین و بزرگترین تابلویی که پدربزرگ رسام ارژنگی داشت، تابلو مشهور حمله نادر به هندوستان است که حدود 20 سال وقت صرف آن کرده بود که به طول تقریبا سه متر و 18 سانتی متر و ارتفاع یک متر و 80 سانتی متر است. جالب است برای اینکه این تابلو را تهیه کند، شنیده بود که از قیافه نادرشاه یک نقاش روس که در حدود سال 1820 میلادی که در ایران بوده، سیاه قلمی را تهیه کرده که در موزه تفلیس بود و پدربزرگ در همان اوان جوانی به آنجا می رود و از همان سیاه قلم می رود و تصویری را تهیه می کند و برمی گردد و بعد این تابلوی بسیار نفیس را می کشد.

منهای این تابلو، تابلوهای متعدد دیگری را دارم، تابلویی است از مام میهن که در سال 1325 کشیده و تابلوهایی هم به صورت سیاه و سفید و هم به صورت تخیلی که نقاش با ظرافت آنها را کشیده است.

رادیو گفت‌وگو: این تابلوها را در کجا نگهداری می کنید؟

ادیب: این تابلوها فعلا در منزل خاله ام در امانت است ولی به زودی در منزل بزرگتر خودم منتقل خواهم کرد.

رادیو گفت‌وگو: این آثار گرانقدر هستند، آیا به تقریب برآورد قیمت شده اند؟

ادیب: این تابلوها تا سال 56 در موزه ایران باستان بود و بعد از فوت ایشان، وارثین تابلوها را از موزه تحویل گرفتند. این تابلوها دارای قیمت های نجومی بسیار بالایی هستند مخصوصا برای تابلوی حمله نادر به هندوستان بخاطر عظمتی که دارد قیمت های میلیاردی پیشنهاد شده است.

آثار رسام ارژنگی میراث کشور هستند و نه برای فروش

رادیو گفت‌وگو: نگهداری این تابلوها خیلی مشکل است؟

ادیب: بله، چون تابلوها خیلی قدیمی هستند، بوم آنها برای تقریبا 120 تا 130 سال پیش است و هرچند سال یکبار برای جلوگیری از خشک شدن، در روغن می خوابانیم و تمام تلاشم را می کنم که از میراث مملکت بخوبی نگهداری کنم و دلیل اینکه این آثار را نفروختم بخاطر این است که این تابلوها میراث کشور هستند.

رادیو گفت‌وگو: شما چه نسبتی با ادیب نوبری دارید؟

ادیب: ادیب نوبری پدربزرگ پدری من هستند. لقب ادیب را هم به ایشان داده بودند چون در زمان حیات شان حدود 18 کتاب نوشته بوده است.

رادیو گفت‌وگو: شما زاده تهران هستید؟

ادیب: خیر،من در تبریز به دنیا آمدم، منتها چون پدرم کارمند گمرک بود در چند ماهگی از تبریز به بوشهر رفتیم و در سن چهار سالگی به تهران برگشتیم و در منزل پدر بزرگم در سرچشمه بودیم. بعدها خودمان در منیریه خانه ای را تهیه کردیم و من تا تقریبا 17 سالگی در تهران بودم.

چون هم جثه ام درشت بود و هم مادرم مدیر دبیرستان بود باعث شده بود که در سن پنج سالگی کلاس دوم باشم و نتیجتا هنوز 17 ساله نشده بودم که دیپلمم را در سال 1344 گرفتم. سپس چون خیلی به زبان های خارجی علاقه داشتم و به زبان انگلیسی بسیار مسلط بودم در 16 سالگی تصمیم گرفتم که به آمریکا بروم. رفتم منتها دختر عمه ای در آلمان داشتم که در آنجا پزشکی می خواند، من را قانع کرد که به آمریکا نروم و به آلمان بروم و من بقیه سال ها را در آلمان بودم.

در آنجا پیش دانشگاهی رفتم، زبان آلمانی را خیلی سریع یاد گرفتم، وارد دانشگاه شدم، لیسانس و فوق لیسانسم را در آلمان با درجه ممتاز گرفتم و بعد نامه ای از سرپرستی دانشجوها آمد و بلیطی را برایم فرستاده بودند که به ایران برگردم چون وزارت علوم آن زمان می خواستند با من صحبت کنند، من هم برگشتم. وزارت آموزش عالی بورس دکترا در آمریکا به من داد و من برای دکترا به آریزونا رفتم ولی ارتباطم را با دانشگاهم در آلمان حفظ کردم.

رادیو گفت‌وگو: چه تصویر و یادهایی از دوران کودکی تان دارید؟

ادیب: مهمترین تصویری که در ذهن من حک شده، همیشه تصویر پدر بزرگ است که با یک لباس راحت خانگی با عینک در آتلیه بزرگی که در منزلش در سرچشمه داشت، نشسته بود و از صبح تا شب روی یک دست یا یک انگشت کار می کرد. برای من قابل هضم نبود.

رادیو گفت‌وگو: شما اهل شعر و شاعری هستید؟

ادیب: متاسفانه خیر، خاله ام به نام هما ارژنگی شاعره مشهوری است و خاله های دیگرم همه نقاش های خیلی خوبی هستند.

من در جوانی عاشق طبیعت بودم و این علاقه شدید به بلورها و سنگ های زیبا از همان کودکی در من وجود داشت و بعدها من از پزشکی انصراف دادم و به سراغ معدن شناسی رفتم.

رادیو گفت‌وگو: علایق شما به جواهر از کجا پدید آمد؟

ادیب: در خانواده ما، هر عضوی از خانواده یک علاقه خاصی در وجودش بود که بیشتر از مرحوم رسام ارژنگی این الهام را می گرفتیم. در میان آنها من به طبیعت بیشتر علاقه داشتم و همیشه آخر هفته به کوه می رفتم و سنگ ها را جمع آوری و مطالعه می کردم. کاملا مفتون زیبایی هایی شده بودم و بعد علاقه خودم را ادامه دادم و در این رشته درس خواندم.

جرقه اول جواهر شناسی را پروفسور بانک در من زد

رادیو گفت‌وگو: در رشته معدن گرایش خاصی هم وجود داشت؟

ادیب: گرایش زمانی شروع شد که من شروع به آنالیزهای میکرو آنالیز کردم یعنی آنالیز شیمیایی در حجم و سطوح بسیار کم در حد گرم و حتی پایین تر از آن. در آن زمان متوجه شدم که چقدر عناصر کمیاب عناصری که در حد نیم درصد در یک بلور وجود داشته باشد و بتواند کاملا رنگ بلور و شکل بلور را تغییر دهد. این برای من خیلی جالب بود و آن موقع در مقطع کارشناسی ارشد این افتخار را داشتم که شاگرد رئیس جواهرشناسی اروپا به نام پروفسور هرمن بانک بشوم وی می آمد و درس جواهرشناسی ارائه می داد. ما کانی شناس بودیم و آنقدر برایم جالب بود که بعد از اینکه علاقه من را دید به من پیشنهاد داد که دستیارش شوم و من تا زمانی که کارشناسی ارشد را گرفتم دستیار ایشان شدم.

جرقه اول جواهر شناسی را پروفسور بانک در من زد و در دوره دکترا با وجود اینکه میکرو آنالیز می کردم و با جواهرشناسی مرتبط نبود اما باز مطالعاتم را داشتم.

زمانی که به ایران برگشتم در ابتدا استادیار دانشگاه شیراز بودم و کانی شناسی و سنگ شناسی را تدریس می کردم. بعد از انقلاب، یک کتاب با عنوان "کلیات جواهرشناسی" در سال 1369 به چاپ رساندم، آن موقع تقریبا هیچ کتابی در زمینه جواهرشناسی وجود نداشت.این کتاب تخصصی نبود و در مورد تمام جواهرات مهم صحبت می کند.

بعد پیشنهاد شد که کتابی در خصوص برلیان بنویسم و بعد از دو سال کتابم چاپ شد. کم کم به نوشتن کتاب علاقه مند شدم و دو سال بعد کتاب زمرد را نوشتم و بعد کتابی در رابطه با مروارید نوشتم. بعد از 20 سال دیدم که این کتاب ها دارد قدیمی می شود و بعد با توجه به مطالبی که جمع آوری کرده بودم، کتاب فرهنگ جامع جواهرشناسی را در حدود 700 صفحه نوشتم. سپس کتابی در رابطه با جواهرات شگفت انگیز جهان که برای خانم ها مورد استفاده است، نوشتم.

رادیو گفت‌وگو: روی میز کار شما سنگ های متعدد می بینیم البته با قیمت های گران. اما فکر می کنم گران ترین سنگ از چشم ما به پنهان باشد.

ادیب: بله، گران قیمت ترین سنگی که الان تحت اختیار من است، یک زمرد درجه یک به وزن 23 هزار و 582 قیراط است. این بزرگترین زمرد جهان است که دارای زیباترین رنگ است و البته گران قیمت ترین سنگی که موجود است و قیمت آن طبق قراردادی که با بنیاد روس دارم نزدیک به 2 هزار میلیارد تومان است.

رادیو گفت‌وگو: این سنگ اینجا چه می کند؟

ادیب: این سنگ از معدن پنجشیر افغانستان حدود 60 سال پیش به دست آمد و پروسه تشکیل این سنگ بسیار نادر بود یعنی این سنگ درون یک حفره متبلور شده بود، بنابراین با سنگ های اطراف تماسی نداشت و نتیجتا سنگ بسیار خوش رنگ و پاکی است. ظاهرا این سنگ را به آستان قدس هدیه کرده بودند، بعدها آستان قدس این سنگ را به بنیاد خیریه روس هدیه کرد و روس ها هم چون می خواستند این سنگ در ایران بماند آن را در اختیار من به عنوان پیشکسوت گذاشتند. این سنگ بخاطر تک بودن در جهان در حدود 500 میلیون دلار ارزش دارد.

رادیو گفت‌وگو: یک سنگ جواهر باید چند ویژگی داشته باشد تا ما آن را به عنوان سنگ جواهر و ارزشمند بشناسیم؟

ادیب: اول رنگ است، دوم شفافیت و پاکی است، سوم وزن و قیراط است که باعث افزایش تصاعدی قیمت سنگ می شود. چهارم تراش است یعنی جواهر زمانی ارزشمند است که تراش درستی داشته باشد.

رادیو گفت‌وگو: آیا شما سنگ های گران بهای دیگری هم دارید؟

ادیب: بله، یکی از بزرگترین یاقوت های سبز جهان را دارم. ما یاقوت قرمز بالای 20 قیراط نداریم و اگر باشد قیمت آن از الماس هم بیشتر است. یاقوت سبز در حدود 50 تا 60 قیراط هم بوده ولی یاقوت سبزی که من دارم از روسیه می آید و تکه اصلی یک نیم تاج بوده و تراش آن برای 90 سال پیش است و دارای وزن 355 قیراط است و قیمت آن 7 میلیون دلار است.

برنامه "حیاط خلوت" هر شنبه تا چهارشنبه ساعت 6:30 صبح از رادیو گفت و گو به روی آنتن می رود و علاقه مندان برای دریافت فایل صوتی این برنامه می توانند به سایت رادیو گفت‌وگو مراجعه نمایند.

دسترسی سریع
حیات خلوت