شاهرودی:

هواداران مرا رضا مالدینی نامیدند

پیشکسوت فوتبال درباره لقبش میان هواداران گفت: هواداران به من لقب مالدینی دادند که از این بابت از آن ها سپاس گزارم.

رضا شاهرودی پیشکسوت فوتبال در مصاحبه با رادیو گفت و گو  در برنامه " گود خاطره" درباره زندگی اش گفت: با افتخار اهل محله امام زاده حسن تهران هستم. فوتبال را از مدارس و زمین خاکی آغاز کردم. در مدرسه یکی از معلم های ورزشم به نام رضا کلانتری به من گفت تو می توانی تا تیم ملی پیش بروی به همین دلیل مرا به خسرو فلاح سرمربی تیم نوجوانان افشین معرفی کرد.

*هوادار دو آتشه پرسپولیس

از وقتی که به یاد دارم طرفدار پرسپولیس بودم. با این که وضعیت مالی خوبی نداشتیم اما به همراه برادر بزرگترم برای دیدن مسابقات پرسپولیس به استادیوم آزادی می رفتیم. همیشه به برادرم می گفتم ای کاش من هم یک روز در آزادی و جلوی چشمان این همه طرفدار فوتبال بازی کنم. با لطف خداوند و زحماتی که کشیدم این اتفاق افتاد. از آن جا که سایه پدر بالای سر ما نبود، برادر بزرگترم خانه را اداره می کرد. او ابتدا با فوتبال من مخالفت کرد چون هزینه هایی را به خانواده تحمیل می کرد اما من خیلی زود پیشرفت کردم. سال 68 بعد از حضور در تیم نوجوانان افشین اولین قرارداد رسمی فوتبالیم را با تیم صنعت و معدن به مبلغ 50 هزار تومان بستم. بعد از آن به تیم کشاورز رفتم و با بزرگانی مانند سیروس قایقران، کریم باقری و جواد زرینچه هم بازی شدم. مبلغ قراردادم با صنعت و معدن 300هزار تومان به اضافه یک موتور هوندا125 بود.

*اولین دیدار با علی پروین

به یاد دارم روزی تیم کشاورز و بانک تجارت با هم بازی داشتند. اعلام کردند علی پروین برای انتخاب بازیکن برای پرسپولیس به استادیوم آمده است. بعد از بازی ایرج جنگی در رختکن به من گفت که به نمایشگاه پروین در میدان هفت تیر برو، از تو خوشش آمده. من از هولم بدون دوش گرفتن لباس هایم را پوشیدم و رفتم. خیلی استرس داشتم. به من گفته بودند که پروین خوشش نمی آید از پول حرف بزنی. وارد شدم. پروین گفت: آقا رضا می خوای در پرسپولیس بازی کنی? البته از پول خبری نیست. من بلافاصله گفتم پول برایم مهم نیست و دوست دارم به پرسپولیس بیایم. پروین خوشحال شد و گفت: آفرین تو به درد پرسپولیس می خوری!

*در راه تیم ملی

بعد از آن بود که به تیم ملی جوانان راه پیدا کردم. این تیم خود را برای مسابقات آسیایی هیروشیما آماده می کرد. سرمربی ما استانکو بود. او یکی از مربیان درجه یک بود. هر چیزی که از فوتبال یاد گرفتم استانکو به من آموخت. تیمی رویایی داشتیم که همه می گفتند قهرمان آسیا می شویم اما این اتفاق نیفتاد.

*اخراج از اردوی تیم ملی

وارد تیم بزرگسال شدم. آن زمان تیم ملی خود را برای رقابت های انتخابی جام ملت های 1996 آماده می کرد. سرمربی تیم محمد مایلی کهن بود. قرار بود تمرینات ساعت 2:30 بعد از ظهر آغاز شود. من به همراه نعیم سعدوای به مراسمی رفته بودیم و از مایلی کهن نیز اجازه نگرفته بودیم یعنی نمی دانستیم که باید اجازه بگیریم. بعد از این که به تمرین آمدیم، مایلی کهن اجازه نداد وارد تمرینات شویم و ما را از تیم کنار گذاشت. این گونه بود که من از انتخابی جام ملت ها جا ماندم. مطمئنا اگر من به آن رقابت ها می رفتم به یکی از تیم های اروپایی منتقل می شدم.

*مایلی کهن از مدل موهایم ایراد می گرفت

برای مسابقات انتخابی جام جهانی98 مایلی کهن دوباره مرا به تیم ملی دعوت کرد. او مرا مانند پسرش می دانست و بارها گفته است از این که شاهرودی را از اردو اخراج کردم ناراحت هستم. در اردوها مایلی کهن ما را به نماز و خواندن دعای توسل تشویق می کرد اما برخلاف شایعاتی که وجود داشت این کارها اجباری نبود. آن زمان من لباس های خوبی می پوشیدم و مدل موهایم خاص بود. حواشی زیادی نیز دورو برم بود. مایلی کهن دائما به من گوشزد می کرد که موهایم را کوتاه کنم اما من گوش نمی کردم.

*تعویض در بازی خاطره انگیز ایران و استرالیا

قبل از بازی با استرالیا تقریبا همه مطمئن بودیم شکست می خوریم. اما خرابی زمین و پاره شدن تور توسط یکی از تماشاگران استرالیا به نفع تیم ما بود چون باعث وقفه ای در بازی شد و بازیکنان ما خود را پیدا کردند. در این بازی من تعویض شدم که البته ناراحت نشدم.

*درگیری با علی دایی

برای برگزاری اردو و رویایی با تیم آ اس رم به ایتالیا رفتیم. سرمربی تیم آن زمان ایویچ بود. او برا ی تمرینات بازیکنان را به دو گروه 6  نفره تقسیم می کرد. یار حریف من علی دایی بود. من عادت داشتم استقامتی بازی کنم. زمانی که با دایی رودر رو شدم، تن به تن شدیم و به یاد دارم دایی حرف زشتی به من زد. من هم تعادل خود را از دست دادم و درگیری بین ما پیش آمد. شب سرپرست تیم تیمسار نوآموز گفت که شاهرودی به دلیل درگیری باید اردو را ترک کند. همان جا بازیکنان یکی یکی پشت من درآمدند و گفتند اگر رضا برود ماه هم می رویم. این گونه شد که تیمسار نیز از این کار صرف نظر کرد.

*رضا مالدینی

برخی تصور می کنند من خودم نام مالدینی را انتخاب کردم. اما این هواداران بودند که مرا رضا مالدینی نامیدند. از آن ها سپاسگزارم چون مالدینی بازیکن بسیار خوبی بود.

صوت این بخش از " گود خاطره" را از سایت رادیو گفت و گو بشنوید.

برای شنیدن فایل صوتی این برنامه دکمه پخش را کلیک کنید

نظر شنوندگان


captcha

برای بروزرسانی عبارت روی عکس کلیک کنید

این مطلب را به اشتراک بگذارید

گفت‌وگوی ویژه

مناظره ها

پرتال پورتال سازمانی بایگانی اسناد پورتال جامعه مجازی پورتال شبکه اجتماعی