دکتر منوچهر نیازی:

اگر رنج و درد نباشد اصلا زندگی نیست

دکتر منوچهر نیازی در گفت وگو با برنامه "حیاط خلوت" رادیو گفت و گو اظهار داشت: اگر رنج و درد نباشد اصلا زندگی نیست. بنده در هنرستان تمریناتم را به سختی انجام می دادم و بعد آنها را پنهانی می فروختم تا زندگی کنم ولی همین رنج ها بنده را به فردی که هستم، تبدیل کرد.

برنامه "حیاط خلوت" به دیدار دکتر منوچهر نیازی رفته است و گذری بر زندگی کاری و شخصی استاد نقاش و هنرهای تجسمی دارد.

رادیو گفت وگو: از آغاز نقاشی هایتان با ما صحبت کنید.

نیازی: زادگاه بنده تبریز است و علاقه ام به نقاشی از همان کودکی بود. وقتی حدود 7 سال سن داشتم همیشه در جیبم گچ و یا تکه های زغال بود. مادرم بر خلاف پدرم همیشه مشوق من در کار نقاشی بود. از همان دوران کودکی عاشق خط کشیدن بودم و به همین دلیل دیوارها را خط خطی می کردم.

12 سال سن داشتم که به تهران آمدیم. از همان زمان در یک کارگاه در خیابان حشمت الدوله شاگردی کردم. استادم زنده یاد علی طاهر بود که در آن کارگاه شاگردی او را می کردم، نقاشی های کلاسیک بسیار زیبا و واقعی می کشید. یک روز نقاشی از مرغ و تخم مرغ هایش می کشید. بعد از نهار برای استراحت رفت و من در مغازه ماندم. وقتی برگشت دید نقاشی کامل شده! وقتی فهمید کار من بوده پرسید، کسی به تو آموخته که پاسخ دادم خیر. از آن زمان ایشان مشوق من برای کار نقاشی بود. بعدها زنده یاد روح بخش من را به هنرستان کمال الملک معرفی کرد و هنر من در آنجا شکوفا شد.

رادیو گفت وگو: مدرسه را به چه شکل گذراندید؟

نیازی: تحصیلات من اکابر بود، یعنی روزها نقاشی کار می کردم و شب ها درس می خواندم زیرا پدرم یک فرد پول دار بود و خیلی اهمیتی به درس نمی داد ولی مادرم مواظب ما بود. البته همیشه نسبت به مطالعه اهتمام داشتم و امروز تمام تاریخچه هنر دنیا را می دانم. استادم آقای ویشکایی حتی به من گفت دانشگاه نرو و فقط مطالعه کن. در ابتدا تمرینات هنرستانم را در خیابان منوچهری می فروختم. هم زمان نیز صادق تبریزی و مسعود عرب شاهی که الان از معروفترین نقاشان شناخته شده دنیا هستند، نقاشی ها و اتودهایشان را در همان جا می فروختند.

رادیو گفت وگو: از دانش آموزن آن زمان، هنرمندانی هستند که تا به امروز ماندگار شده باشند؟

نیازی: بله، هنرمندان زیادی هستند که در آن دوران حضور داشتند و امروز بسیار معروف هستند. از جمله این اساتید می توانم به زنده یاد روح بخش و یا ابراهیم فرجی یاد کنم.

رادیو گفت وگو: آیا زندگی شما همیشه با هنر بوده؟

نیازی: همینطور است. حرفه من نقاشی است و 64 سال است که دارم این کار را انجام می دهم. البته بنده طبیعت گرا بوده و هستم، هر چند که عین طبیعت را به تصویر نمی کشم بلکه طبیعت برای من بهانه است. البته تکنیک های دیگر هم کار می کنم، در واقع خودم را در یک چارچوب بسته نگذاشته ام.

رادیو گفت وگو: هنر از درد و رنج جدا نیست. آیا شما هم این را حس کردید؟

نیازی: اگر رنج و درد نباشد اصلا زندگی نیست. بنده در هنرستان تمریناتم را به سختی انجام می دادم و بعد آنها را پنهانی می فروختم تا زندگی کنم ولی همین رنج ها بنده را به فردی که هستم، تبدیل کرد.

هیچ وقت کار سفارشی کار نکرده ام و همیشه با دلم کار می کردم

رادیو گفت وگو: آیا ترافیک شما را اذیت می کند؟

نیازی: گاهی باعث آزار می شود. البته بر خلاف گذشته که خودروهای زیادی داشتم اما الان دیگر چشمانم اجازه رانندگی نمی دهد.

رادیو گفت وگو: البته این ازدحام و شلوغی را در کارهای شما می بینم.

نیازی: همینطور است، زیرا این شلوغی نیز برای بنده الهامی است برای به تصویر کشیدن؛ در حقیقت لحظات برای من هنر است. حدود 40 سال پیش آتلیه ای در میدان فردوسی داشتم. آن زمان سطل های رنگ می خریدم و جارو را در رنگ های مختلف می زدم و به بوم نقاشی می پاشیدم. یکی از این تابلوها را به عنوان کادو به تولد استادم خانم باغچه بان بردم. ایشان گفتند گویا این یک جواهر است. یک روز یکی از اساتیدم آمد و وقتی دید من این کار را انجام می دهم، گفت این کارها را جکسون پولاک در آمریکا انجام می دهد و به همین جهت این کار را کنار گذاشتم. بعد به سراغ تنه درخت ها رفتم و این سبک را کار کردم؛ الان نیز تکیه ام بر تنه درخت ها است و در جهان موفق است.

رادیو گفت وگو: از تبریز به تهران آمدید و یک نگارخانه نقاشی درست کردید و سپس در نزدیکی میدان فردوسی آتلیه ای را راه اندازی کردید. از آن زمان با ما صحبت کنید.

نیازی: بعد از مدتی از میدان فردوسی به عباس آباد رفتم. من خیلی آدم ساکتی نیستم زیرا معتقدم آفریده شدم تا در راه هنر خدمت کنم. بعد از مدتی آتلیه عباس آباد را نگارخانه کردم و به نقاش های مختلف نمایشگاه می دادم مانند زنده یاد محمود زنگنه. این نگارخانه را با خرید دو خانه کنار هم افتتاح کردیم که حدود 350 هزار تومان هزینه آن شد. برای خرید این نگارخانه حدود 100 هزار تومان نیز وام گرفتم.

رادیو گفت وگو: به گمانم منوچهر نیازی پختگی اش را مدیون زندگی و کار در خیابان منوچهری و خیابان لاله زار می داند. آیا چنین است؟

نیازی: اوایل کار همینطور بود. البته بعدها به فرنگ رفتم و حدود 23 سال نیز در آنجا بودم ولی هیچ وقت احساس راحتی نمی کردم و بالاخره برگشتم. دلیل رفتنم نیز تلاش برای جهانی شدنم بود که آن زمان را در آمریکا به همراه همسر و دو فرزندم گذراندم. نکته مهم این است که هیچ وقت کار سفارشی کار نکرده ام و همیشه با دلم کار می کردم.

رادیو گفت وگو: تفاوت هنرجویان امروز و دیروز را در چه می بینید؟

نیازی: قبل از انقلاب سه دانشگاه هنر داشتیم و امروز نزدیک به چهل دانشگاه هنر داریم. هنرجویان امروز وقتی از دانشگاه بیرون می آیند به سرعت می خواهند عنوان هنرمند را کسب کنند یعنی روی یک تابلو یک ماله این سمت و آن سمت می کشند. وقتی حرف هم می زنیم می گویند این فناوری است. ما در آن دوران زحمت کشیدیم و برای کارها وقت زیاد می گذاشتیم.

هنر نقاشی در حال حاضر سرگردان است

رادیو گفت وگو: در یک نگاه به گذشته، هنر نقاشی ایران را چگونه می بینید؟

نیازی: هنر نقاشی ایران قوی بوده و هست. بنیان گذارانی در عرصه نقاشی داشته ایم که بسیار مطرح بودند؛ افرادی همچون جلیل ضیاء پور، حسین کاظمی، محسن وزیری، سهراب سپهری، پاکباز و بسیاری دیگر از نقاشان را داشته ایم که بنیان گذار هنر مدرن بوده اند. هنر نقاشی در حال حاضر سرگردان است یعنی در داخل دایره قرار دارد. متاسفانه بعضی از هنرمندان در آتلیه را می بندند و برای حراجی ها نقاشی می کنند. بنده این مسئله را قبول ندارم، زیرا معتقدم هنرمند مانند یک عقاب است و باید پرواز کند. وقتی هنرمند پرواز کند می تواند همه جا را ببیند. هنرمندان ما امروز در ابعاد جهانی فکر نمی کنند و تنها می خواهند اثری را خلق کنند و به فروش برسانند.

از نظر فرهنگ سازی نیز باید بگویم مردم در حال حاضر آگاهی زیادی ندارند. صدا و سیما باید هفته ای یک یا دو بار برنامه ای را بسازد و هنرهای تجسمی و هنرمندان پیشکسوت را معرفی کند تا از تجربه ایشان استفاده کنند.  قبل از انقلاب سه دانشگاه هنر داشتیم ولی الان 47 دانشگاه هنر داریم. دانشجویان وقتی فارغ التحصیل می شوند خیلی سریع می خواهند یک هنرمند در سطح جهانی شوند که این امکان پذیر نیست و باید زحمت کشید در حالی که هنرجویان این زحمت را قبول نمی کنند زیرا آسان پذیر شده اند.

رادیو گفت وگو: بسیاری از آثار شما در تمام جهان به نمایش گذاشته شده است؛ این را نتیجه چه چیزی می دانید؟

نیازی: اسم بنده در خیلی جاها است ولی برای ما نام ایران مهم است. اگر رسانه های گروهی فعالیت کنند و مردم را با این هنر آشنا کنند، مطمئن باشید حداقل در خاورمیانه جایگاه نخست را خواهیم داشت. البته هنرمندان نباید به حراجی ها تکیه کنند. مردم نیز باید عادت کنند روی هنر سرمایه گذاری کنند که لازمه این مهم، شناخت هنر و هنرمند است تا یک کار کپی شده را نخرند. 

رادیو گفت وگو: اشاره داشتید که موسیقی را نزد مرحوم باغچه بان که استاد بسیاری از هنرمندان عرصه موسیقی همچون مرحوم بابک بیات بوده، فرا گرفتید. موسیقی تا چه حد در کارهای شما جای دارد؟

نیازی: موزیک به من الهام می دهد. بنده موسیقی ایرانی را بسیار دوست دارم و باید بگویم عاشق بنان هستم. البته موسیقی کلاسیک مانند بتهوون یک بنیان خاصی دارد. چند وقت پیش نقاشی از قطعه 5 بتهوون را ترسیم کردم که دقیقا فضای همان موزیک را نشان می دهد.

قابل ذکر است، برنامه "حیاط خلوت" از شنبه تا چهارشنبه ساعت 6:30 از شبکه رادیویی گفت و گو پخش می شود و علاقه مندان می توانند برای دریافت فایل صوتی برنامه به سایت شبکه مراجعه کنند.

برای شنیدن فایل صوتی این برنامه دکمه پخش را کلیک کنید

نظر شنوندگان


captcha

برای بروزرسانی عبارت روی عکس کلیک کنید

این مطلب را به اشتراک بگذارید

گفت‌وگوی ویژه

مناظره ها

پرتال پورتال سازمانی بایگانی اسناد پورتال جامعه مجازی پورتال شبکه اجتماعی