مدرس دانشگاه در رشته ادبیات با تأكید بر اینكه زبان فارسی فقط یك ابزار ارتباطی نیست، بلكه شناسنامه فرهنگی و هویت تاریخی ایرانیان است، گفت: آموزش این زبان باید با درك تفاوت میان «زبان فارسی» و «ادبیات فارسی» و باتوجهبه نقش خانواده، مدرسه، رسانه و حتی فضای مجازی بازنگری شود.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، لیلا محمدی، مدرس دانشگاه در رشته ادبیات در مصاحبه با برنامه "فرهنگسرای گفتوگو " با نگاهی تحلیلی به مسئلهآموزش زبان فارسی تأكید كرد: زبان فارسی تنها یك ابزار برای برقراری ارتباط روزمره نیست، بلكه حامل حافظه تاریخی، هویت جمعی و روح فرهنگی یك ملت است؛ از همین رو، شیوه آموزش آن باید فراتر از رویكردهای معمول و صرفاً آموزشی دیده شود.
محمدی در این گفتوگو با اشاره به اینكه «فرهنگ، هویت حقیقی یك ملت است و همه چیز بر مدار فرهنگ معنا پیدا میكند»، زبان فارسی را مهمترین نشانه تداوم تاریخی و فرهنگی ایرانیان دانست و اظهار كرد: اگر قرار باشد پیوند نسل جدید با ریشههای هویتی حفظ شود، نخستین گام، توجه جدی به آموزش درست و اصولی زبان فارسی است؛ آموزشی كه بتواند كودكونوجوان را با زبان معیار، ساختارهای درست نوشتار و گفتار، و نیز با ارزشهای فرهنگی نهفته در این زبان آشنا كند.
وی با انتقاد از برخی ضعفها در نظام آموزشی، به گزارشی اشاره كرد كه چند سال پیش درباره دشواری دانشآموزان ابتدایی در خواندن متن فارسی كتابدرسی منتشر شده بود؛ گزارشی كه به گفته او نشان میداد شمار قابلتوجهی از دانشآموزان در خواندن و نوشتن با اغلاط متعدد روبهرو هستند. این موضوع، از نگاه این مدرس دانشگاه، هشداری جدی است كه نشان میدهد نباید آموزش زبان فارسی را فقط به مدرسه یا خانواده محدود كرد، زیرا كودك امروز پیش از آنكه زبان گفتاری خانواده را بهصورت كامل درونی كند، با زبان فضای مجازی، رسانهها و الگوهای ارتباطی جدید مواجه میشود.
وی در ادامه به نكتهای مهم درباره تفاوت میان «زبان» و «ادبیات» پرداخت و توضیح داد: این دو نباید در آموزش ابتدایی با یكدیگر خلط شوند. به باور محمدی، زبان فارسی در مرتبه نخست باید بهعنوان وسیلهای برای انتقال دقیق معنا آموزش داده شود؛ یعنی كودك باید بیاموزد چگونه كوتاه، روشن، روان و درست سخن بگوید و بنویسد. اما ادبیات فارسی مرحلهای فراتر است كه در آن زیبایی، آرایهها، پیچیدگیهای هنری و ظرفیتهای بلاغی زبان جلوهگر میشود.
وی تأكید كرد: وقتی این دو مقوله از همان ابتدا درهمآمیخته شوند، كودك هنوز فرصت نكرده زبان ساده و معیار را بفهمد، اما ناگهان با لایههای پیچیدهتر و هنریتر مواجه میشود و همین امر، فرایند یادگیری را دشوار میكند.
محمدی در بخش دیگری از سخنانش به مسئله گونههای زبانی اشاره كرد و گفت: كودكانی كه در شهرهای مختلف با گویش یا زبان مادری خود صحبت میكنند، در مدرسه گاه با واژهها و ساختارهایی روبهرو میشوند كه برایشان ناآشناست. از همین رو، آموزش زبان فارسی باید با درنظرگرفتن این تنوع زبانی انجام شود و نظام آموزشی باید به كودكان كمك كند تا از زبان محاوره و گویش روزمره به زبان معیار و رسمی پل بزنند. بسیاری از خطاهای نوشتاری دانشآموزان ریشه در همین فاصله میان «آنچه میشنوند» و «آنچه باید بنویسند» دارد.
این استاد دانشگاه در ادامه، مطالعه را مهمترین راه تقویت زبان فارسی دانست و تصریح كرد: افزایش دایره واژگان، تنها با خواندن متون متنوع ممكن میشود. مطالعه نهفقط به شكل دیداری، بلكه بهصورت شنیداری نیز دنبال شود؛ بهویژه با استفاده از كتابهای صوتی و تولیدات شنیداری كه میتوانند علاقه به زبان را در نسل جوان تقویت كنند. به گفته او، اگر زبان فارسی برای نوجوان و جوان جذاب شود، آنگاه یادگیری دستور زبان، واژگان، و حتی لذتبردن از متون ادبی نیز آسانتر خواهد شد.
وی همچنین نقش رسانههای جمعی را در ترویج زبان فارسی بسیار مهم توصیف كرد و گفت: رادیو و تلویزیون میتوانند در ساختن ذائقه زبانی جامعه اثرگذار باشند؛ البته به شرطی كه زبان معیار و درست را به طور مداوم و دقیق به مخاطب عرضه كنند.
محمدی با اشاره به مظلومیت دستور زبان فارسی و نیز كمتوجهی به آرایههای ادبی در آموزش، تأكید كرد: شناخت ساختار زبان نهتنها خشك و خستهكننده نیست بلكه میتواند به جذابیت و عمق فهم كمك كند.
وی در بخش پایانی گفتوگو، نگاهی انتقادی نیز به برخی رفتارهای فرهنگی و دیپلماسی فرهنگی داشت و گفت: گاه در معرفی میراث فارسی، به زبان فارسی كمتوجهی میشود؛ برای مثال وقتی آثار بزرگان ادب فارسی با رسمالخط یا چارچوبهای بیگانه ارائه میشوند، در واقع بخشی از هویت زبانی این آثار نادیده گرفته میشود. مولانا و دیگر بزرگان ادب فارسی، در متن زبان فارسی فهم میشوند و اگر قرار است معرفت و اندیشه آنان درست درك شود، باید زبان فارسی بهدرستی آموخته شود.